تقدیم به آنان كه بي نشان اما پر از وجودند
مقايسة انسانيت و عشق
همت بلند دار ، كه مردان روزگار از همت بلند به جايي رسيده اند
عشق و انسانيت دو مبحث جدا گانه هستند كه ، اگر اين دو زبان يكديگر
را مي فهميدند، آن موقع صداي خدا به گوش مي رسيد.
گاهي انسانيت عشق را مغلوب كرده و گاهي عشق انسانيت را .
عشق وادي است كه در آن يك كسب وجود دارد : معشوق . . .
و معشوق هدفي كه به خاطر آن عشق به وجود آمده.
در عشق سه كس هستند : 1. عاشق 2. عشق 3. معشوق.
در انسانيت دو كس هستند : 1. عشق 2. معشوق.
در عشق هدف رسيدن به معشوقه است ، اما در انسانيت هدف،
خدمت به معشوقه است نه رسيدن به او.
در عشق حاضري بسوزي و به بهشت بروي ، اما در انسانيت حاضري بسوزي
تا ديگران به بهشت بروند.
در عشق حركت مي كني، چون معشوقه گفت، در انسانيت حركت مي كني،
قبل از اينكه معشوقه بگويد.
در عشق معشوقه مي گويد فدا شو، فدا مي شوي، در انسانيت معشوقه
نگفته، فدا مي شوي .
در عشق معشوقه مي گويد بيا. تو مي روي ، اما در انسانيت، معشوق
مي گويد بيا ، تو ديگران را نشانش مي دهي.
در عشق بهشت ، فقط از آن توست ، اما در انسانيت ، بهشت تو،
در سعادت ديگران است.
در عشق معشوقه مي گويد بس است، تو مي ايستي، در انسانيت،
معشوق مي گويد بس است ، اما خيلي وقت است كه رفتي . . .
|
+| نوشته شده توسط
A در جمعه نوزدهم خرداد 1385
|